News Header

کافه دانش

Image 50419

مدیر پروژه استقرار - خیلی دور خیلی نزدیک

ساعت 8:30 صبح بود. من نشسته بودم پشت میز تا کارهای روزانه خودم رو پیگیری کنم، رفتم سراغ ایمیل ها،  یکی یکی همه رو جواب دادم تا رسیدم به یه ایمیل از شرکت نرم افزار جدیدمون آخه شرکت ما تازگیا نرم افزار ERP خریده، ایمیل از طرف آقای ناصری بود. متن اش رو که خوندم تمام تمرکزم رو برای انجام کارهای بعدی از دست دادم، همون چیزی بود که همیشه ازش فرار میکردم آقای ناصری گفته بود شرکت ما باید تا آخر هفته مدیر پروژه رو معرفی کنه.

نه اینکه فکر کنید کار خیلی سختی بود، نه! من از همون موقع که دنبال خرید نرم افزار جدید بودیم میدونستم باید یه نفر خیلی خوب  پیدا کنم تا در حین اجرای پروژه مدیریت اونو بعهده بگیره، خلاصه ایمیل رو برای تیم مدیرای شرکت و مدیر عامل ارسال کردم، قرار شد عصر همون روز در موردش جلسه بذاریم.

علی چطوره؟ علی تو کار شبکه مهارت داره و فهم اش از کامپوتر هم عالیه ولی از اتفاقات و فرآیندهای کاری تو شرکت اطلاعی نداره.

خانم رضاییخوبه ها ولی فقط تو برنامه ریزی کارکرده و از کارهای مالی و همینطور IT خیلی سررشته نداره.

محمد! فکر کنم خوب باشه، محمد تا حالا چند جایی کار کرده و به فرآیندها و ریزه کاری های شرکت آشناست فقط یه مشکل داره، محمد سرپرست خوبی نیست و مهارت های مدیریتی اش ضعیفه.

خودم! آره چرا که من صنایع خوندم و 7 سالی میشه تو شرکت تو بخش های برنامه ریزی، توسعه منابع، سیستم ها و روش ها و چند جای دیگه کار کردم. الانم با 5 تا از بچه ها یه تیم کاری موفق داریم. ولی من واقعا ظرفیت پذیرش کارهای جدید رو ندارم همین الانشم کلی کار داریم که باید با تیممون جلو ببریم.

من برنامه نویس نمی خواهم

خلاصه بعد از کلی فکر کردن به نفر مناسب و تماس با چند تا از دوستان در خارج از شرکت برای همفکری در این مورد به این نتیجه رسیدم که مدیر پروژه باید روی فرآیندهای کاری شرکت تسلط نسبی داشته باشه و برخلاف چیزی که شاید عموما تصور میشه مهارت های IT  و یا برنامه نویسی به تنهایی کافی نیست و مهارت های مدیریتی و ارتباطات بین فردی و فهم سیستمی اولویت بالاتری داره.

بعد از صرف ناهار و خوش و بش با همکارها تو ناهار خوری راس ساعت 3 تو جلسه حاضر شدم.

از فردای اون روز من دیگه شده بودم مدیر پروژه ERP شرکت. تو جلسه دیروز پس از کلی بحث و بررسی قرار شد که خود من این مسئولیت رو قبول کنم. البته با فشار و نظر سایر مدیران من قبول کردم ولی چون همگی می دونستیم که کار سخت و پرمشغله ای هست قرار شد به مرور زمان و به تناسب پیشرفت پروژه استقرار ERP تو شرکت من بیشتر روی نقش جدیدم متمرکز بشم و سایرین هم با من تعامل حداکثری داشته باشن.

 

منبع : parsanerp.com
تاریخ مطلب : ۱۳۹۷/۱۰/۰۳